أبو القاسم عبد الله بن علي الكاشاني ( القاشاني )
32
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى )
ياقوت پارهء ديگر پنج مثقال به وى داد . مرد پرسيد كه اينها از كجا يافتهاى ؟ راهب گفت در مسيل سيل اين سنگپارها مىيابم كى ازين كوه مىخيزد . بازرگان راهب را گفت اين سنگ از بهر من طلب كن تا وقت بازگشتن . چه اين سنگ را در بلاد ما عزّتى عظيم دارد و به وقت مراجعت ممرّ كشتى از آن جزيره و كوه دور افتاده بود . بر آن تأسّفها خورد ، و آن دو پاره را در بلاد عجم به بهاى تمام بفروخت . [ b 7 ] امتحان ياقوت ياقوت را پنج نشان بود : اول آنك همه سنگها را بسايد و بخراشد ، و جز الماس وى را نسايد ، و عقيق را نيز بخراشد ، و جز به الماس او را سوراخ نتوان كرد . و ديگر آنك او را شعاعى باشد كى ديگر جواهر را مثل آن شعاع نبود ، مگر بعضى لعل نيكو را . و سوم آنك از همه گوهرها ثقيلتر بود . چهارم آنك به آتش پايدار و ثابت باشد . پنجم آنك چون در آتش برند سفيد نمايد و چون از آتش برون كنند و سرد شود باز رنگ خود آيد ، و اين هر دو خاصيّت ياقوت سرخ را بود . در جلا دادن ياقوت جزع يمانى را بسوزند تا چون آهكى نرم شود و در آب بر صلايه بسايند و آبگينه را برو بر صفحهء مس مىمالند و